سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
105
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
روشن است شجاعت عارض بر اسد بوده و در مفهومش داخل نيست چنانچه تهلّل نيز عارض بر شمس مىباشد . سپس شارح گويد : كلمه [ ايضا ] اشاره است به تقسيم ديگر براى استعاره باعتبار قدر جامع و شرح آن اينست : استعاره يا عاميّه است و يا خاصيّه . استعاره عاميّه : آنست كه مبتذل و روشن باشد زيرا قدر جامع در آن آشكار و ظاهر است همچون رايت اسدا يرمى . استعاره خاصيّه : آنست كه غريب و غير روشن باشد بطوريكه از غير خواصّ ديگران بر آن اطّلاع پيدا نمىكنند . مقصود از خواصّ آن دسته از مردمان هستند كه داراى ذهنى سرشار و وقّاد بوده كه بواسطه آن از عامّه مردم ممتاز شدهاند . پيدايش غرابت در استعاره غرابت گاهى در نفس شباهت مىباشد يعنى در نفس تشبيه نوعى از غرابت وجود دارد چنانچه در قول يزيد بن مسلمة بن عبد الملك در توصيف اسبش با اينكه حيوانى است مؤدب و وقتى صاحبش از آن پائين مىآيد و افسارش را روى مقدّم زينش مىاندازد حيوان در جاى خودش ايستاده تا صاحبش برگردد چنين آمده : و اذا احتبى قربوسه بعنانه * علك الشكيم الى انصراف الزّائر يعنى : زمانيكه جمع كندن آن اسب بواسطه افسارش بين دهان و مقدّم زينش را مىجود آن حلقه آهن را كه در دهانش مىباشد تا